۱- خانه سینما منحل شد .. اتفاقی نو در سینمای ایران. به فال نیک می گیریم فرصت جدیدی را که برای اشتغال اهل فن به عرصه سینما باز شده و لکه سیاه کثیف کاری های «م.ت» که موج شادی را برای آنان که در حسرت "شرط عضویت های مالی و جنسی" در کلاس های کارگردانی سوختند و قربانی شدند، آفریده است. خداقوتی گرم به جواد شمقدری. اما بین خودمان بماند این انحلال به نفع همه بود. حتی به سود آن هایی که می گویند سودی ندارد. چراکه حداقل خیلی ها می دانند بودجه های هنگفت دقیقا از کجا سرازیر می شود و جشن های ۲۵۰۰ سالنه! کی و کجا برگزار!!
۲- علی مطهری است دیگر .. سکوتش هم آتش زیر خاکستر است! ناسلامتی فرزند شهید عالی مقام است. باید چون اویی باشد که از نام و آوازه پدر سوء استفاده کند یا خیر!؟ براستی سیستم گزینش صلاحیت هم سوژه ای است! اگر قرار است علی مطهری دوباره صلاحیت پیدا کند خب چرا باعث ریزش رای می شوید؟ می دانید که ملت در این مملکت از هر آنچه منع شوند عطش و رغبت شان بدان دوچندان می شود!
۳- در حیرت مانده ایم کشوری که بر جهانی مملو از کلاهک هسته ای قرار دارد و بر خود می بالد که تا شیپور جنگ دمیده شود هیروشیمایی جهانی می آفریند، چگونه این اندازه عاجزانه به ترور بچه های پاکباخته این مرز و بوم چشم دوخته است! آخر مگر نه این است که تا دندان مسلح به سلاح های روز دنیا و هم خانه اسرائیل غاصب هستید؟ پس چرا اینقدر ترس؟ مگر مصطفی های ما چه اندازه خواب شب را بر شما کابوش ساخته اند؟!
۴- اما جدایی اصغر از ایران! نه آنان که این فیلم را می ستایند آنقدر سیاستمدارند و نه آنان که بر زمینش می زنند آنقدر مغرض! اصغرجان شما که در ایران پارتی می گیری و در آن سمت مرزها از کسی دفاع می کنی که امروز حتی زمانی که خانواده اش عکس های برهنه اش را توجیه و تکذیب می کنند اعلام موضع نمی کند، باید دست غفلت در دست بازیگر معلوم الحال هالیوودی بگذاری تا به اسکار نزدیک تر شوی .. باید در مقابل حرکات زننده دیگری قهقهه بزنی .. آخر اگر این ها نباشد که نامه فدایت شوم ار وزارت خارجه امریکا دریافت نمی کنی!
اما برای آنان که بخاطر قصورشان امروز تو را تحسین می کنند و کارت را افتخار این ملت می دانند می نویسم تا بدانند که چرا رسم بر این شده است که هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند .. کسی که به حاتمی کیا می تازد که: "خودت کارت جهانی نشده به فرهادی چه مربوط؟" حتما نمی داند که قرار نیست آژانس شیشه ای از نگاه اسکار جهانی شود! قرار نیست "بازمانده" مرحوم داد دیده شود. قرار نیست "طلا و مس"ها تحسین شود. شاید هم نمی خواهد بداند که اسلام لیبرال وجود ندارد! اگر اعتقاد زنده است لزومی نیست که بهمراه جهانیان باشد. این بیداری اسلامی زمانی رقم خورده است که تمام ایران را در جنایت آفرینی و تروریسم خلاصه کردید! پس هرگز فراموش نکنید که دنیا را شما نمی سازید هرچند جهانی شوید ... "حقيقت اين است كه كسب توفيق در جشنواره هاي خارج از كشور، ارزشي را اثبات نمي كند. آنها به تكنيك محض جايزه نمي دهند و راهشان نيز با ما متفاوت است. تكنيك و محتوا را نيز نمي توان از يكديگر تفكيك كرد و چون اين چنين است، پر روشن است كه آنها كدامين فيلم ها را می خواهند".




تنوع بخش های متعدد برنامه به نحوی توجه سینمادوستان را بر نیانگیزد! اما نکته مهم تر را با سوالی آغاز می کنم و آن اینکه "هفت" دنبال چه چیزی می گردد؟ آیا آرمان هفتی ها پیشبرد سینمای ایران با رویکردی سیاسی است و آیا اصلا هفت فریاد سینمای ایران است؟
ست. به گونه ای که تردید در تاثیرپذیری شگفت عوامل تحرکات انقلابی از کلام راهنمای رهبری آن هم بعد از شرکت سران ملت ها در کنفرانس بیداری اسلامی در پایتخت جمهوری اسلامی ایران امری انکارناپذیر است.


خطر مهم در راه را زدند اما همان موقع سر و صدایی شد که صداوسیما را برداشت و در کشور غلغله ای به پا کرد. اما بعد از آن فقط تفکر ضد دولتی در کشور تقویت شد. همان چیزی که حضرت آقا در جمع اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هشدار دادند: «من اعتقاد به نصح دارم ... منتها مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود... "